خرید بک لینک
پرواز دل و ادب دلنوشته های منظم نويسندگان محمدرضا پرواز سید مومن آخرين مطالب یا زهرا (س) ما بیشتر او صحبت همای فاصله عشق مادر ز آتش خویش هرکسی می سوخت دل شکسته لینک دوستان قالب وبلاگ حياط خلوت ذهن نجوای زائر يك فنجان شعر دكتر امير حسين آل داود ايوب يعقوبي اشعار قرآني دوگل پرواز دل سپيدپر زندگي زيباست شوراب خانه مديران جوان بانويي در دوردست مينو جان اشعاري كه با لذت خوانده ام خدمات حرفه اي حسابداري سنگ تراورتن محلات (نیم ور) محله من دنيا دلارام بابا بندگي يا بردگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 0:56

مثل آن چایی که میچسبد به سرما بیشتربا همه گرمیم با دلهای تنها بیشتردرد را با جان پذیراییم و با غمها خوشیمقالی کرمان که باشی میخوری پا بیشتربَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگارزخم غربت بر دلم آورد این جا بیشترهر شبِ عمرم به یادت اشک میریزم ولیبعدِ حافظ خوانیِ شبهای یلدا بیشتررفتهای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشتمن که دلتنگ توام امروز، فردا بیشترزندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلختربغض جانکاه است هنگام تماشا بیشترهیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندیدهر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتربر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقمخون شد انگشتم به آجر حک کنم: ما بیشترحامد عسکری ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 14:28

شد کوچه به کوچه جستجو عاشق اوشد با شب و گریه روبرو عاشق اوپایان حکایتم شنیدن دارد:من عاشق او بودم و او عاشق اوایرج زبردستاین قلب ترک خورده ی من بند به مو بودمن عاشق او بودم و او عاشق او بودباشد که به عشقش برسد هیچ نگفتمیک عمر در این سینه غمش راز مگو بودمن روی خوش زندگی ام را که ندیدمهر روز دعا کرده ام ای کاش دو رو بودعمر کم و بی همدم و غرق غم و بی توچاقوی نداری همه دم زیر گلو بودمن زیر سرم سنگ لحد بود و دلم خوشاو زیر سرش نرم شبیه پر قو بودسیدتقی سیدی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 2 اسفند 1401 ساعت: 14:33

من به بعضی چهرهها چون زود عادت میکنمپیششان سر بر نمیآرم، رعایت میکنمهمچنان که برگ خشکیده نماند بر درختمایهی رنج تو باشم رفع زحمت میکنماین دهانِ باز و چشم بیتحرّک را ببخشآن قدر جذّابیت داری که حیرت میکنمکم اگر با دوستانم مینشینم جرم توستهر کسی را دوست دارم در تو رؤیت میکنمفکر کردی چیست موزون میکند شعر مرا؟در قدم برداشتنهای تو دقت میکنمیک سلامم را اگر پاسخ بگویی میروملذتش را با تمام شهر قسمت میکنمترک افیونی شبیه تو اگر چه مشکل استروی دوش دیگران یک روز ترکت میکنمتوی دنیا هم نشد برزخ که پیدا کردمتمی نشینم تا قیامت با تو صحبت می کنمکاظم بهمنی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 17:27

به نام خدا
باگسترش انوار طلایی رنگ خورشید
ستارگان اندک اندک رنگ باختند و
صدایی به آهستگی وزش نسیم
در سکوت صبحگاهی پیچید:
الله اکبر ، الله اکبر ،
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان لا اله الا الله
اشهد ان محمد رسول الله
اشهد ان محمد رسول الله
اشهد ان علی ولی الله
اشهد ان علی ولی الله
...

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 11 خرداد 1401 ساعت: 18:32

به نام خدا مادر,م ای روح نواز ،ای روح نازهنروری مثل خویت با روی بازمادرم نماد عشقی و شور و حالهمیشه مثبتی و کمالی و جمالمادرم معنی جانی کلمه را عبوراز زبان قاصرم ، تشبیه آید صبورمادرم ، چشمان زیبایت پرتو نورقامت استوارت تکیه گاهم قطورمادرم به جنت که زیر پای توستآرزویم بوسه بر پا و دست توستگرمای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:01

سَلاماً عَلی مَن یَعرِفون مَعنی الحُب وَ لا یَملِکون حَبیباً

سلام بر کسانی که معنی عشق را می دانند ولی محبوبی ندارند

جبران خلیل جبران

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:01

تو آسمانی و من ریشه در زمین دارمهمیشه فاصله, ای هست، داد از این دارمقبول کن که گذشته است کار من از اشککه سال هاست به تنهایی ام یقین دارمتو نیز دغدغه ات از دقایقت پیداستمرا ببخش اگر چشم نکته بین دارمبخوان و پاک کن و اسم خویش را بنویسبه دفتر غزلم هرچه نقطه چین دارمکسی هنوز عیار تو را نفهمیده استمنم که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 2 ارديبهشت 1401 ساعت: 12:01

داد درویشی از سر تمهید

سر قلیان خویش را به مرید

گفت از دوزخ ای نکو کردار

قدری آتش به روی آن بگذار

بگرفت و ببرد باز آورد

عقد گوهر ز درج راز آورد

گفت که در دوزخ هرچه گردیدم

درکات جحیم را دیدم

آتش و هیزم و زغال نبود

اخگری بهر اشتعال نبود

هیچ کس آتشی نمی افروخت

ز آتش خویش هر کسی می سوخت

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 15 آذر 1399 ساعت: 1:56

به رنگ و بوی، دلم در هوس نمی افتدنیاز گوشه نشینان به کس نمی افتدز خود تهی شده ام دام راه من مشویدکه باد سینه تهی، در قفس نمی افتددل شکسته فراموش می شود آسانبه یاد جام ترک خورده کس نمی افتدپیاله گیر کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 18:34

یک روز می آیی که من، دیگر دچارت نیستماز صبر ویرانم ولی، چشم انتظارت نیستمیک روز می آیی که من، نه عقل دارم نه جنوننه شک به چیزی، نه یقین، مست و خمارت نیستمشب زنده داری می کنی، تا صبح زاری می کنیتو بی قادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:42

وضع ما در گردش دنیا چه فرقی می کندزندگی یا مرگ، بعد از ما چه فرقی می کندماهیان روی خاک و ماهیان روی آبوقت مردن، ساحل و دریا چه فرقی می کندسهم ما از خاک وقتی مستطیلی بیش نیستجای ما اینجاست یا آنجا چه فادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 19:42

تابستان هم گذشت

اما کسی

از پاییز دلم

خبر نداشت

لیلا شاوردی

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 20:14

جاده مانده است و من و این سر باقی مانده رمقی نیست در این پیکر باقی مانده نخل ها بی سر و شط از گل و باران خالی هیچ کس نیست در این سنگر باقی مانده تویی آن آتش سوزنده خاموش شده منم این سردی خاکستر باقی مانده گر چه دست و دل و چشمم همه آوار شده است باز شرمنده ام از این سر باقی مانده روز و شب گرم عزاداری شب بوهاییم من و اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 20:14

برچسب: نویسنده: یوسف جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 20:14

صفحه بندی